و اما...یک داستان واقعی!!!

سپنتا

رسم هواداری ما شیدایی و شوریدگیست. گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا

 

زن و شوهر جوانی پس سالها ازدواج بچه دار نمیشدن برای اینکه از تنهایی در بیان یه توله روتوایلر میخرن و اونو مثل پسر خودشون بزرگ میکنن...این روت بزرگ میشه چندین بار جون این زن و شوهر رو نجات میده حتی از دست راهزنا....اما پس از گذشت 7 سال این خانم و اقای جوان صاحب نوزادی میشن که باعث میشه به روتوایلر دیگه کمتر توجه کنن....سگ حسودی میکنه اما کار بدی انجام نمیده...
.
.
تا اینکه یه روز اقا و خانوم نوزادشون رو که خواب بود روی گهواره تنها میذارن و برای درست کردن کباب به تراس خونه میرن
اما وقتی بر میگردن به داخل خونه تا برای بردن فرزندشون به مهد کودک اماده بشن میبینن روتوایلر با دهن خونی تو راهروی خونه ایستاده مرد عصبانی میشه و بدونه اینکه فکری کنه اسلحشو بر میداره و سگش رو در جا میکشه...و خیلی سریع میرن به اتاق نوزاد میبینن روتوایلر یه مار بزرگ رو کشته و سر مار رو کنده تا به بچه اسیبی نزنه....
همون لحظه مرد فریاد میزنه که من سگ وفادارم رو کشتمممممم....

(این داستان واقعیست)

نظرات شما عزیزان:

ساعت11:39---6 تير 1392
الکیییییییییی!!!!!!!!
چی میگیییی؟!!!
خدایا بزرگیتو شکررر.......
مرسی پست باحالی بود..
دمت شیک ............... bale dige......,,,,, khahesh mikonammm....


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ یک شنبه 2 تير 1392برچسب:,

] [ 17:20 ] [ sheyda ]

[ ]